رو نیمکتِ بی تو، تو قلب پاییزم
تا تو بیای خوبم، هستم نمی ریزم
رو نیمکتِ بی تو، برگارو میشمارم
هر وقت میخندم، هر وقت می بارم
تو نم نمِ بارون، یاد تو همرامه
این شهر غمگین باز، زیر قدمهامه
وقتی که تو نیستی، دنیا بیاد پیشم
یادت که می افتم، دلتنگتر می شم
روزام بدون تو، مثل همن همه
هیچکی مث تو نیست، شکل غَمن همه
دور و برم پُره، از این و اون ولی
جاتو نمیگیرن، خیلی کمن همه !
از تو چه پنهون این، دلشوره و غمدرد
دنیامو پُر کرده، هر وقت شد برگرد
هر وقت شد برگرد، تا خوبتر باشم
تا تو بیای هستم، از هم نمی پاشم !
روزام بدون تو، مثل همن همه
هیچکی مث تو نیست، شکل غَمن همه
دور و برم پُره، از این و اون ولی
جاتو نمیگیرن، خیلی کمن همه!
چهار روز در سال وجود دارد که روزه اش ممتاز است و هیچ روزی مثل این چهار روز نیست
1.روز ولادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
2. روز مبعث
3. روز عید غدیر
4. روز دحوالارض [برگرفته از کتاب رساله أربعة أیّام ؛ مرحوم میرداماد]
یکشنبه 30 شهریورامسال مصادف با 25 ذیقعده و روز دحو الارض است
در روایتى روزه روز دحوالارض مثل روزه هفتاد سال دانسته اند
و در روایت دیگر کفاره هفتاد سال
و هر که این روز را روزه بدارد و شبش را به عبادت بسر آورد از براى او عبادت صد سال نوشته شود و از براى روزه دار این روز هر چه در میان آسمان و زمین است استغفار کند و این روزى است که رحمت خدا در آن منتشر گردیده و از براى عبادت و اجتماع به ذکر خدا در این روز اجر بسیارى است
اما نکته اینجاست که با وجود اینکه روزه در روز دحوالارض معادل روزه در تمام عمر است ، اما عمل دیگری وجود دارد که شاید ثوابش از روزه و شب زنده داری در دحوالارض بیشتر است و ما از آن غافل مانده ایم
شیخ عباس قمی صاحب مفاتیح الجنان ، در اعمال روز دحوالارض در آخرین خط این اعمال می نویسد:
«
و بدان که میر داماد رحمه الله در رساله اربعه ایام خود در بیان اعمال روز
دحو الارض فرموده که زیارت حضرت امام رضا علیه السلام در این روز افضل
اعمال مستحبه و((( آکد آداب مسنونه است »)))؟!این قسمتشو نفهمیدم ینی چی
اللهّمَ صَلّ عَلی عَلی بنْ موسَی الرّضا المرتَضی الامامِ التّقی النّقی و حُجّتکَ عَلی مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثری الصّدّیق الشَّهید صَلَوةَ کثیرَةً تامَةً زاکیَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه کافْضَلِ ما صَلّیَتَ عَلی اَحَدٍمِنْ اوْلیائِکَ
بعضی وقتها انسان راه
رشد را به روی خود مسدود میبیند و احساس میکند هیچ نورانیّتی شامل حالش
نمیشود و توفیقات چندانی برای کسب کمالاتِ روحی پیدا نمیکند.اینجا انسان
باید روحِ خود را واکاوی کند و ببیند آیا تکبّری در خود پنهان نکرده است که
موجبِ افتادنِ او از نظر حضرت حقّ شده باشد؟
تفکر
در خویشتن ومحاسبهٔ نفس،انتقادپذیری و نگرانی از عاقبت به خیری،عیبجویی
نکردن و مشغول نشدن به عیوب دیگران،که نتیجهاش غافل شدن از عیوبِ دیگران
است،همه مواردی هستند که میتوانند مارا در کشف تکبّرِ پنهان در وجودمان کمک
کنند.رهایی از تکبر پنهان،صص ۱۴۹-۱۵۱
خوبِ من ، هنر در فاصله هاست ...
زیاد نزدیک به هم می سوزیم و زیاد دور از هم یخ می زنیم .
تو ، نباید آنکسی باشی که من میخواهم ، و من نباید آنکسی باشم که تو میخواهی .
کسی که تو از من می خواهی بسازی یا کمبودهایت هستند یا آرزوهایت .
من باید بهترین خودم باشم برای تو و تو باید بهترین خودت باشی و بشوی برای من ....
خوب ِ من ، هنرٍِِ عشق در پیوند تفاوت هاست و معجزه اش نادیده گرفتن کمبودها . . .
زندگی ست دیگر...
همیشه که همه رنگهایش جور نیست ،
همه سازهایش کوک نیست ،
باید یاد گرفت با هر سازش رقصید ،
حتی با ناکوک ترین ناکوکش،
اصلا رنگ و رقص و ساز و کوکش را فراموش کن،
حواست باشد به این روزهایی که دیگر برنمی گردد،
به فرصت هایی که مثل باد می آیند و می روند و همیشگی نیستند ،
به این سالها که به سرعت برق گذشتند،
به جوانی که رفت،
میانسالی که می رود،
حواست باشد به کوتاهی زندگی،
به زمستانی که رفت ،
بهاری که دارد تمام می شود کم کم،
ریز ریز،
آرام آرام،
نم نمک...
زندگی به همین آسانی می گذرد.
ابرهای آسمان زندگی گاهی می بارد گاهی هم صاف است،
بدون ابر بدون بارندگی.
هر جور که باشی
به پیش روی من، تا چشم یاری می کند، دریاست !
چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست !
درین ساحل که من افتاده ام خاموش،
غمم دریا، دلم تنهاست .
وجودم بسته در زنجیر خونین تعلق ها ست !
*****
خروش موج، با من می کند نجوا،
که : - « هر کس دل به دریا زد رهائی یافت !
که هر کس دل به دریا زد رهائی یافت ... »
*****
مرا آن دل که بر دریا زنم، نیست !
ز پا این بند خونین بر کنم نیست ،
امید آنکه جان خسته ام را ،
به آن نادیده ساحل افکنم نیست !
به پیش روی من، تا چشم یاری می کند، دریاست !
چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست !
درین ساحل که من افتاده ام خاموش،
غمم دریا، دلم تنهاست .
وجودم بسته در زنجیر خونین تعلق ها ست !
*****
خروش موج، با من می کند نجوا،
که : - « هرل کس دل به دریا زد رهائی یافت !
که هر کس دل به دریا زد رهائی یافت ... »
*****
مرا آن دل که بر دریا زنم، نیست !
ز پا این بند خونین بر کنم نیست ،
امید آنکه جان خسته ام را ،
به آن نادیده ساحل افکنم نیست !
وخدایی که زلال تر از باران است...
وقتی می خواهند بدانند که هنداونه رسیده یا نه به آن تلنگر می زنند و از نوع صدای آن متوجه می شوند که رسیده است یا نه!
انسان ها هم همین طورند ، اگر می خواهی کسی را بشناسی او را به صدا در بیاور.
یعنی او را به سخن و به حرف بیاور.
آن گاه از جنس حرف و سخنش او را بشناس.
چون به قول امیرالمومنین علی بن ابی طالب(ع)
اَلمَرءُ مَخبوءٌ تَحتَ لِِسانِهِ...
آدمی در پشت زبانش مخفی است!
- انسان اگر رشد نکند و
زیاد نشود، در جا نمیزند؛ بلکه کم میشود. چون بخواهد یا نخواهد، خودش را
خرج میکند، لحظههایش خرج میشوند، فکر و عقل و روحش همه دارند خرج
میشوند.
-
بنابراین اگر کسی زیاد نشود از مرده بدتر است چون مرده دیروز و امروزش یکی
است؛ ولی این شخص امروزش کمتر از دیروز است. چون از عمرش کم شده است.
- «صد عن سبیل الله»(بازداشتن از راه خدا) تنها به معنای این نیست که مانع ایمانآوردن انسانهای دیگر شویم. انسان اگر رشدی نداشته باشد، «صد عن سبیل الله» داشته است؛ چون این دانه برنجی که میخورد، میلیاردها سال طول کشیده تا آسمان و زمین به وجود بیایند و این دانه تولید شود.. و بر اساس «أن الی ربک المنتهی»(نهایت به سوی پروردگار توست) قرار است همه چیز به خدا منتهی شود. پس اگر تو رشدی نداشته باشی و به رَبّت منتهی نشوی، مانع رسیدن این دانه برنج به خدا شدهای. مانع ادامه هستی شدهای.
علاء الدین اسکندری
فایل کامل صوتی این سخنان را از آدرس زیر دانلود کنید
http://einsad.ir/Main.php?pid=speechs_form&id=96&start=1&tedad=10
منبع:پاتوق بچه شیعه ها
عارف فرزانه حضرت آیت الله میرزا جوادآقا ملکی تبریزی رحمة الله:
سبب پیدایش حضور قلب، همت آدمی است؛ زیرا قلب، تابع همت و اراده است. اگر همت تو نماز باشد، قلبت هم در نماز، حاضر خواهد بود؛ ولی اگر همتت در پی چیز دیگری باشد، قلبت هم از نماز غافل و نزد همان چیز خواهد بود.
خداوند برای هیچ کس دو قلب قرار نداده است. برای احضار قلب در نماز، راهی جز این که همتت را متوجه نماز سازی، نیست؛ زیرا همواره همت انسان متوجه امری می شود که خیری از آن، گمان داشته باشد و آن را مایه سعادت خود بداند؛ لذا حضور قلب هنگام نماز، تابع ایمان انسان به حقیقت نماز و برتری آن نسبت به همه اعمال و عبادات است.
(اسرار الصلوة، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، ترجمه رضا رجب زاده، صفحه 301؛ مجله خُلُق، شماره 24، صفحه 45)
منبع:پاتوق بچه شیعه ها
دوست میدارد ،و میتواند محبوب را بنگرد
می نگرد و می بیند
هر چند شبهایش پر غم است
اما میداند فراق طولانی نیست
آفتابگردان را میگویم
همان که با بر نداشتن نگاه از محبوب وفاداری اش را اثبات کرده
دلباخته ای ثابت قدم
چهره اش را آنگونه می آراید که به محبوب شبیه تر باشد
آسمان گاه ابری میشود و
آفتابگردان حیران
اما آسمان شیعه را
سالهاست که ابر غربت پوشیده
ابرهای غیبت
و ما
در انتظار رویت خورشید
بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید
بخاطر صدای نم نم باران های عاشقانه اش
بخاطر رفتن و رفتن… و خیس شدن زیر باران های پاییزی
بخاطر بوی مست کننده خاک باران خورده کوچه ها
بخاطر غروب های نارنجی و دلگیرش
بخاطر شب های سرد و طولانی اش
بخاطر تنهایی و دلتنگی های پاییزی ام
بخاطر پیاده روی های شبانه ام
بخاطر بغض های سنگین انتظار
بخاطر اشک های بی صدایم
بخاطر سالها خاطرات پاییزی ام
بخاطر معصومیت کودکی ام
بخاطر نشاط نوجوانی ام
بخاطر تنهایی جوانی ام
بخاطر اولین نفس هایم
بخاطر اولین گریه هایم
بخاطر اولین خنده هایم
بخاطر دوباره متولد شدن
بخاطر رسیدن به نقطه شروع سفر
بخاطر یک سال دورتر شدن از آغاز راه
بخاطر یک سال نزدیک تر شدن به پایان راه
بخاطر غریبانه و بی صدا رفتنش
پاییز را دوست دارم، بخاطر خود پاییز
((اللهم صل علی محمد و آل محمد))
((اللهم عجل لولیک الفرج))
إِلَهِی قَلْبِی مَحْجُوبٌ
وَ نَفْسِی مَعْیُوبٌ
وَ عَقْلِی مَغْلُوبٌ
وَ هَوَائِی غَالِبٌ
وَ طَاعَتِی قَلِیلٌ
وَ مَعْصِیَتِی کَثِیرٌ
وَ لِسَانِی مُقِرٌّ بِالذُّنُوبِ فَکَیْفَ حِیلَتِی یَا سَتَّارَ الْعُیُوبِ وَ یَا عَلامَ الْغُیُوبِ وَ یَا کَاشِفَ الْکُرُوبِ
اغْفِرْ ذُنُوبِی کُلَّهَا بِحُرْمَةِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ یَا غَفَّارُ یَا غَفَّارُ یَا غَفَّارُ
بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ
خداى من،دلم در پرده هاى ظلمت پوشیده شده و جانم دچار
کاستى گشته و عقلم مغلوب هواى نفسم شده و هواى نفسم بر من چیره آمده،طاعتم اندک،و نافرمانیم بسیار،
و زبانم اقرارکننده به گناهان است،چاره من چیست اى پرده پوش عیبها،اى داناى نهان ها،اى
برطرف کننده غمها،همه گناهان مرا بیامرز،به احترام محمّد و خاندان محمّد،اى آمرزنده،اى آمرزنده،اى آمرزنده
به مهربانیت اى مهربانترین مهربانان.